بانو توئی
بسیارند از تو بلندتر، بلندتر...
بسیارند از تو زلال تر، زلال تر...
بسیارند از تو زیباتر، زیباتر...
اما بانو تویی...
از خيابان كه
میگذری
نگاه كسی را به دنبال نمیكشانی،
كسی تاج بلورينت را نمیبيند،
كسی بر فرش سرخ زرين زير پايت نگاهی نمیافكند.
و زمانی كه پديدار میشوی
تمامی رودخانهها به نغمه در میآيند
در تن من،
زنگها آسمان را
میلرزانند،
و سرودی جهان را پر میكند.
تنها تو و من،
تنها تو و من، عشق من،
به آن گوش سپرديم.
پابلو نرودا
+ نوشته شده در شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت 20:4 توسط بیراهه ای در آفتاب
|
هــدف از تــشکـیــل ایـــن وبــلاگ