کوچکترید از آن که بدانید من کی اَم

کوچکترید از آن که مرا زیر و رو کنید
حتی اگر هر آنچه که دارید رو کنید


کوچکترید از آن که بدانید من کی اَم
از کوه ها نام مرا پرس و جو کنید


اِی بادهای سردِ مخالف، منم درخت
باید که ریشه های مرا جستجو کنید


اِی بادهای سردِ مخالف،من ایستاده ام
این سینه ام ، که خنجرتان را فرو کنید


بر من مباد تیغِ شما زخمی ام کند
شاید به خواب ، مرگِ مرا آرزو کنید


من ریشه در شقایقِ پُر خون نشانده ام
گل های سرخِ باغ مرا ، خوب بو کنید

 

شعر از کامران رسول زاده

این آرایش جدیدت در شعرهایم همه چیز را به هم ریخته!

این آرایش جدیدت

       در شعرهایم

        همه چیز را

     به هم ریخته!

لااقل موهایت را ببند

          که شعرهایم

                           به باد نرود...

 

شعر از کامران رسول زاده

كه چقدر بى خبرى از من

از من خبر بگير!
كارى ندارد
كافى ست صبح ها
دلت برايم تنگ شود
و بى اختيار
به نقطه اى خيره شوى
و به اين فكر كنى
كه چقدر بى خبرى از من...

 

كامران رسول زاده

من این نحسیِ بی تو را کجا دَر کنم..؟

گره بزن
از این گره های کور
که بختِ مرا به روزهای شومِ بی تقویم می بندند،
من این نحسیِ بی تو را
کجا دَر کنم..؟

 


شعر از کامران رسول زاده

سالم بی‌تو  تحویل می‌شود

بهار

حرف نگفته‌ای‌ست

که تا می‌خواهم بگویم

سالم بی‌تو

تحویل می‌شود...

 

کامران رسول زاده