لااقل "عشق" از زندگی نجاتمان خواهد داد

اما اگر هیچ چیز

نتواند ما را از مرگ برهاند

لااقل "عشق"

از زندگی نجاتمان خواهد داد ...


شعر از پابلو نرودا

فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود

همچون دالانی بلند،
تنها بودم.
پرندگان از من رفته بودند.
شب با هجوم بی مروتش
سخت تسخیرم کرده بود.
خواستم زنده بمانم
و فکر کردن به تو، تنها سلاحم بود
تنها کمانم
تنها سنگم...


شعر از پابلو نرودا

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﻋﺸﻖ

ﺁﻏﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﺳﺖ
ﺩﺭ ﻣﯽ ﻧﻮﺭﺩﯾﻢ
ﺑﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺍﯼ
ﺍﺯ ﻣﻦ ، ﺗﺎ ﺗﻮ
ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ
ﺩﺭ ﺁﻣﯿﺨﺘﻪ ﺍﺯ ﺳﺎﻗﻪ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺭﯾﺸﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ
ﺩﺭ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﯾﮑﯽ ﻧﮕﺎﻩ
ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﺗﻮ
ﺗﺎ ﮊﺭﻓﻨﺎﯼ ﻣﻦ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ
ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﻋﺸﻖ
ﻫﺮ ﺳﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻢ
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ
ﻓﻘﻂ ﻣﻦ
ﻓﻘﻂ ﺗﻮ
ﺗﻨﻬﺎ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ.

 

شعر از پابلو نرودا

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی

به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند
به آرامي آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏ ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی
تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند
دوری كنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی
امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن

 


شعر از پابلو نرودا

زیرا پیش از تو فراموشت کرده ام

اگر اندک
اندک
دوستم نداشته باشی
من نیز تو را
از دل می برم
اندک
اندک
اگر یک باره فراموشم کنی
در پیِ من نگرد
زیرا
پیش از تو
فراموشت کرده ام

 

پابلو نرودا

بانو توئی

بسیارند از تو بلندتر، بلندتر...

بسیارند از تو زلال تر، زلال تر...

بسیارند از تو زیباتر، زیباتر...

اما بانو تویی...

از خيابان كه
می‌گذری
نگاه كسی را به دنبال نمی‌كشانی،
كسی تاج بلورينت را نمی‌بيند،
كسی بر فرش سرخ زرين زير پايت نگاهی نمی‌افكند.

و زمانی كه پديدار می‌شوی
تمامی رودخانه‌ها به نغمه در می‌آيند
در تن من،
زنگ‌ها آسمان را
می‌لرزانند،
و سرودی جهان را پر می‌كند.
تنها تو و من،
تنها تو و من، عشق من،
به آن گوش سپرديم.



پابلو نرودا

خودت را باز خواهی یافت

روزی
جایی
دقیقه ایی
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت
یا لبخند خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت

 

پابلو نرودا

اصل سی و یکم

تمام اصل‌های حقوق بشر را خواندم
و جای یک اصل را خالی یافتم
و اصل دیگری را به آن افزودم
عزیز من
اصل سی و یکم :

هرانسانی حق دارد هر کسی را که میخواهد دوست داشته باشد.

پابلو نرودا