قدمت
چهار سال گذشت
از رفتن آن
از آمدن این
رفتنش تنها باری بر دل ما گذاشت
تلخ و سرد
و سخت کرد ما را سنگ
آمدنت خوش آرزویی بود و آرامش جان
احتیاج بودی و مرحمی
باورت می شود چهار سال گذشت
و داستانی که روزی از سر تنهایی آغاز شد
هنوز هم ادامه دارد
و شاید روزی قصه ای شود برای فرزندانمان ...
حسرت 91/3/23
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 22:38 توسط بیراهه ای در آفتاب
|
هــدف از تــشکـیــل ایـــن وبــلاگ