تسلیت کرمانشاه ی غریب
آن لحظه خبر شوی که ویران شده ای
شعر از شفیعی کدکنی
پ ن: هوا سرد است، می دانم تنهایی، خانه ات ویران شده، داغداردار عزیزت شده ای ، نه حکومتی که یاری ات کند، نه مسئولی که دلسوزی ات، کاش تو هم میانمار و قطر و سوریه و لبنان و فلسطین بودی ، ببخش که ایرانی هستی ، ببخش که بودجه ای برای خودمان دیگر نمانده ، ببخش که زیر آوار تنها جایی است که می توانی آرام جان دهی ، کاش فرهاد زنده بود و تیشه دست می گرفت و نجاتتان می داد ...
تسلیت کرمانشاه ی غریب
تسلیت
...
هــدف از تــشکـیــل ایـــن وبــلاگ